دوشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۹۰

یکی این جنازه رو برداره

خیلی خسته و داغون بودم، وقتی رسیدم میدون ولیعصر رفتم هایدا، ساندویچ خوردم (بلعیدم)، بعد رفتم سر کاخ تاکسی گرفتم برای خونه.... وقتی رسیدم دیدم گلدونا رو تو هایدا جا گذاشتم. باید سریع بر میگشتم
خیلی خسته تر و کلافه بودم، دوست داشتم وسط خیابون دراز بکشم ولی نمیشه... سوار تاکسی شدم. یه راننده تاکسی معتاد با یه ماشین داغون... ترافیک بیش از حد معمول بود و علتش هم این بود که کفتارهای خط ولیعصر (اتوبوس های مثلا تندرو) از لاین ماشین ها استفاده می کردن.... یکی از اتوبوس ها روی خط عابر زده بود به یه پسر جوان... او مرده بود و جنازه اش روی خیابون دراز کشیده بود.... پس میشه توی خیابون دراز بکشی.... پیش شرطش اینکه یه اتوبوس بهت بزنه و مغزت رو متلاشی کنه... وحشتناک بود.
هم ناراحت شدم و هم خشمگین!
چرا باید یک نفر روی خط عابر پیاده کشته بشه؟
زندگی بقیه مهم نیست؟ خانواده و احساسات بقیه مهم نیست؟ چرا یک نفر یا یک عده روانی به خاطر چند تا 100 تومانی باید به خودشون حق بدن که هر جور که می خان رانندگی کنن؟
چه کسی این کفتارها را ول کرده تو خیابون؟
چرا این جنازه از مغز من پاک نمیشه؟
چرا اینقدر به حال اون جون دلم میسوزه؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر