امروز یک برنامه از یوتیوب در مورد عربستان سعودی تماشا کردم. قسمت هایی از صحبت های شاهزاده سعودی به مانند سخنان شاه سابق ایران در سی سال پیش میماند. خالی از درک این مطلب که تغییرات را نمیتوان انتخاب کرد و به تاخیر انداخت. جالب تر این بود که او برای نشان دادن مثالی از راهبری غلط ایران را مثال میزد!
ناراحت شدم، تنها در خانه ام راه می رفتم و فکر های جور وا جور می کردم. ده سال اخیر مثل صاعقه از پیش چشمانم عبور می کرد. خاطراتی به تلخی بادام نارس.
به خود که آمدم دیدم من هم مثل یک دیکتاتور فکر میکنم و در درون خود هیولای بزرگی از خودخواهی را یافتم که نعره میزد و کمتر از جان منتقدان و مخالفان چیزی نمی خواست. ترسیدم!
اگر از خودخواهی و دیکتاتوری خوشمان نمی آید باید از خودمان شروع کنیم. نباید دیکتاتور باشیم.
باید بذر مردم دوستی و تحمل دیگران را در روح خود پرورش بدهیم. باید بتوانیم با مردم دیگر مدارا کنیم.
باید بتوانیم جلوی خشم خودمان را بگیریم و برای یک بار هم که شده به این فکر کنیم که دیگران هم می توانند "حق" داشته باشند!
برایم مهم نیست که از کدام دسته ای که این را میخوانی. اگر تو برای هدف و آرمان ات هزینه ای پرداخت کرده ای نباید این هزینه را به هیچ وجه از دیگران مطالبه کنی.
اگر عزیزی را در راه هدف ات داده ای (یا بهتر بگویم، عزیزی از تو در راه آرمانش جانفشانی کرده است)، اگر از وطن خود رانده شده ای، اگر عمری را در راه هدف ات در تنگنا و سختی سپری کرده ای، این ها همه انتخاب آگاهانه تو بوده است و بفهم که دیگران در این باره مسئولیتی ندارند.
پاسداری از این هزینه ها به عهده تو است، با حفظ آن آرمان و کوشش در جهت اعتلای آن با پیراستن رای نادرست و آرایش آن با اندیشه درست.
ناراحت شدم، تنها در خانه ام راه می رفتم و فکر های جور وا جور می کردم. ده سال اخیر مثل صاعقه از پیش چشمانم عبور می کرد. خاطراتی به تلخی بادام نارس.
به خود که آمدم دیدم من هم مثل یک دیکتاتور فکر میکنم و در درون خود هیولای بزرگی از خودخواهی را یافتم که نعره میزد و کمتر از جان منتقدان و مخالفان چیزی نمی خواست. ترسیدم!
اگر از خودخواهی و دیکتاتوری خوشمان نمی آید باید از خودمان شروع کنیم. نباید دیکتاتور باشیم.
باید بذر مردم دوستی و تحمل دیگران را در روح خود پرورش بدهیم. باید بتوانیم با مردم دیگر مدارا کنیم.
باید بتوانیم جلوی خشم خودمان را بگیریم و برای یک بار هم که شده به این فکر کنیم که دیگران هم می توانند "حق" داشته باشند!
برایم مهم نیست که از کدام دسته ای که این را میخوانی. اگر تو برای هدف و آرمان ات هزینه ای پرداخت کرده ای نباید این هزینه را به هیچ وجه از دیگران مطالبه کنی.
اگر عزیزی را در راه هدف ات داده ای (یا بهتر بگویم، عزیزی از تو در راه آرمانش جانفشانی کرده است)، اگر از وطن خود رانده شده ای، اگر عمری را در راه هدف ات در تنگنا و سختی سپری کرده ای، این ها همه انتخاب آگاهانه تو بوده است و بفهم که دیگران در این باره مسئولیتی ندارند.
پاسداری از این هزینه ها به عهده تو است، با حفظ آن آرمان و کوشش در جهت اعتلای آن با پیراستن رای نادرست و آرایش آن با اندیشه درست.