شهرهای مورد بازدید: کوالالامپور – پوتراجایا
تاریخ سفر: آبان 1388
با پرواز ساعت 19:30 هواپیمایی هما با کمی تاخیر حرکت کردیم و بعد از حدود 8 ساعت به فرودگاه بین المللی کوالالامپور رسیدیم که در این زمان بزرگترین فرودگاه آسیاست.
زمانی که رسیدیم به وقت محلی حدود ساعت 7 یا 8 صبح بود.
نکته های جالبی که در فرودگاه کوالالامپور دیدم یکی فضای جنگلی ای بود که در وسط سالن ها درست کرده اند و دیگری سرعت تحویل بارها در فرودگاه بود. به محض اینکه رسیدیم چمدانهایمان پیش رویمان بود. جلوی خروجی فرودگاه مسئول تور به دنبالمان آمد و از آنجا که زودتر از 2 بعد از ظهر نمیتوانست ما را به هتل ببرد، یک تور گشت شهر را در نظر گرفته برد.
کاخ پادشاه
اولین جایی که دیدیم سردر کاخ پادشاه مالزی بود. من تا زمان رسیدن به مالزی چیزی از پادشاه مالزی نشنیدم. این کشور 9 ایالت و 4 فرمانداری دارد که هر کدام از این ایالات یک پادشاه دارد که گویا هر 5 سال نوبت به یکی از این 9 نفر می رسد. این کاخ در مقابل کاخ گلستان هیچ حرفی برای گفتن ندارد و جای تاسف زیاد است که بسیاری از همسفران من هنوز به خود زحمت دیدن کاخ گلستان را نداده اند در حالی که بارها از جلوی آن (که بازار بزرگ تهران باشد) رد شده اند!
استقلال و میدان استقلال
سپس به جایی رفتیم که در آن میدانی بود که مالزیایی ها در آنجا به استقلال رسیده بودند. گویا از آنجهت که مالزی هیچ منبع قابل توجهی در خود جای نداده و اصولا جای پرتی است، انگلیسی ها بعد از جدا کردن سنگاپور که موقعیت استراتژیک خوبی دارد و برونئی که منابع قابل توجه نفت دارد، به سادگی تن به استقلال این کشور داده و ما چیزی از مبارزات استقلال جویانه نشنیدیم. تنها درگیری شایان ذکر مبارزه ای بوده است که با کمونیسم داشته اند و از ساختن مجسمه ای برای آن نیز دریغ نکرده اند (مجسمه ها در این مکان قرار ندارند). از میدان میگفتم، که در اطراف آن دو شکل ساختمان وجود داشت. یکی شبیه معماری هندی و دیگری شبیه کلبه های اروپایی که گویا انگلیسی ها در آنجا تفریح می کرده اند و ساختمان سبک هندی که اکنون دادگاه یا دادگستری است نیز محل زندگی فرماندار آن منطقه بوده است.
فروشگاه چرم و شکلات
در ادامه به کارخانه شکلات سازی رفتیم. به گفته مسئول تور مالزی هفتمین تولید کننده شکلات در دنیاست. به شکلات سازی برگردیم، در اینجا ابتدا یک خانم با یک انگلیسی لت و پار- اما بامزه - برای شما طرز تهیه شکلات و تفاوت شکلات سیاه و سفید را توضیح میدهد و سپس شما را به سمت فروشگاه اصلی رهنمون می شود. در پیش روی شما دنیایی از مزه های شیرین و ترش و جدید از شکلات قرار دارد که فروشندگان هر قسمت نمونه ای از هر مزه را به شما تقدیم می کنند. حتما از آن مزه هایی که تا بحال نچشیده اید خرید کنید و اگر می خواهید سوغاتی ببرید این محل یکی از بهترین نقاط آغاز است. متاسفانه عکاسی از داخل شکلات فروشی ممنوع بود.
از آنجا به کارخانه چرمسازی رفتیم، اینجا نیز امکان عکس گرفتن نبود، نکته قابل ذکر اینجا فروشنده ی هندی ای بود که از لابه لای صحبت های تورسیت های ایرانی اش، کمی دست و پا شکسته فارسی یاد گرفته بود و غلط حرف زدنش بیشتر جالب بود تا خود توضیحات! جالب ترین نوع چرمی که دراینجا دیدیم چرم سفره ماهی بود. قیمتهای اجناس این فروشگاه بسیار گران بودند و در قیاس با مارک های معروف ایرانی برتری قابل توجهی که نداشتند هیچ شاید پایین تر هم بودند.
برج های دوقلو (برج های پتروناس)
از آنجا به محل برجهای پتروناس رفتیم و گشتی در مرکز خرید آنجا زدیم. تلفیق زیبای آهن و شیشه و نوع حجمی که به بنا داده شده، احساس جالبی ایجاد می کند. بیشتر تعجب است تا شگفتی. با اینکه می دانیم ساختمان ها بلند هستند، اما این واقعیت که پهنای زیادی دارند و اینکه دوقلو هستند باعث می شود بیشتر به چشم بنای زیبا دیده شوند تا برج. این ساختمان ها اصلا حس دافعه تولید نمی کنند و برعکس آسمان خراش های دیگر بیشتر پذیرا هستند – درست مثل خود کوالالامپور.
در مرکز خرید ها که شیک هستند چیزی جدید تر از آنچه در دبی یا دیگر مراکز خرید می بینیم دیده نمی شود در میدان های بزرگی که در میان مراکز خرید بود، به مناسبت کریسمس مشغول برگزاری جشن هایی بودند که زیبا ولی کودکانه بود.
روز نخست به یک رستوران ایرانی به اسم پاسارگاد رفتیم. اینجا بیشتر به رستوران های سر راهی می ماند و اصلا تعریفی ندارد.
هتل
هتل فلامینگو نسبتا جای پرتی است، ولی برخورد پرسنل و محیط هتل خوب است. صبحانه متوسط است. من استخر و دریاچه ای را که جلوی هتل درست کرده بودند دوست داشتم چون بسیار آرامش بخش بودند. اتاق های این هتل نسبتا خوب و تمیز هستند اما یک ایراد بسیار بزرگ دارند. آن هم این است که هر دو اتاق با یک در میانی به هم متصل می شوند که البته به خوبی قفل می شود اما مانع نفوذ سر و صدا و دود سیگار نیست. (راستی اگر به این هتل می روید حتما اتاق های رو به دریاچه را درخواست کنید).
کارخانه قلع
یکی دیگر از جاذبه های مالزی صنعت قلع آن است. کارهای قلع را نیز می توانید برای سوغات انتخاب کنید و به نظر من کاملا ارزشش را دارد. ویژگی برجسته کارهای قلع مالزی بی تکرار بودن دسته های تولیدی است. یعنی وقتی یک طرح را به تعداد معینی می سازند، دیگر آن طرح را تکرار نمی کنند و طرحی نو جایگزین آن می شود. حتی برخی طرح ها رنگ و بوی ایرانی – زرتشتی دارد.
تپه های گنتیگ (Genting highlands)
حدود یک ساعت سفر از داخل شهر با اتوبوس است که اگر تعداد شما 4 نفر می شود قطعا با تاکسی بروید چون از تور به صرفه تر خواهد بود. حتما قبل از عزیمت به این محل، تلفنی از وضع تلکابین آنجا سئوال کنید چون اگر خراب باشد، ضد حال بدی است. بزرگترین حسن اینجا همین تلکابین است. جاذبه دیدنی آنجا کازینو است که چینی ها بسیار به آن علاقه مند هستند. برای ایرانیها دیدن آن کفایت می کند. اگر علاقه مند به بازیهای آنجا هستید، باید اول از همه و قبل از گشت زدن سریع بروید و بلیط تهیه کنید، در غیر اینصورت احتمال دارد که بلیط بازیهای خوب آن (شناوری در هوا، برف بازی) زود تمام شود. قطار هوایی آن نیز می تواند تجربه خوبی باشد.
معبد هندی ها – باتوکیو (BatoCaves)
یک روز بارانی یک انگلیسی که اطراف کوالالامپور پرسه میزده است، از دست باران به یک کوه پناه می برد و در آنجا یک غار را کشف می کند. یک روز آفتابی چند تا عمله ی هندی به آنجا می روند، به شدت جوگیر می شوند و آنجا یک معبد می سازند که 270 تا پله دارد. یک روز نیمه ابری، چندصد تا هندی جمع می شوند و تصمیم می گیرند تا یک بودای ایستاده با آب طلا درست کنند. بعد محض خنده، هندی ها موقع بالا رفتن از این پله ها انواع و اقسام میخ ها و سیخ ها را در تن خود فرو می کنند و خود را تا جایی که می توانند شکنجه می کنند. مناسبتش هم می شود جنگ بین خیر و شر و فداکاری فیزیکی آنها در این راه!
به هر حال، الان بزرگترین بودای ایستاده جهان در این محل قرار دارد و دیدن آنجا، به همراه رقص هندی و مجسمه های داخل غار و صبحانه هندی و نمایش رختن چای (واقعا بدوی است) را از دست ندهید. خانم های ایرانی که فیلم هندی زیاد می بینید یا کلاس رقص می روید، اینجا بهترین محل برای بیرون ریختن و فوران استعداد های عجیب و غریب شماست!
پارک آبی و مرکز خرید sunway
این پارک از نظر معماری بسیار زیباست، مثل دیگر پارک های آبی برای هر بازی باید کلی تو صف منتظر بمانید و بدک نیست. اگر به این پارک می روید، اول با دوربین حسابی عکس بیندازید و اگر خیال رفتن به شهر بازی و بازیهای عجیب و غریب دارید، خوب آنها را در اولویت قرار دهید. عکس ها را که انداختید، شاید بخواهید کمد بگیرید و آب بازی را شروع کنید، هر کمد را فقط یکبار می توانید باز و بسته کنید، پس حساب شده عمل کنید تا پول اضافه ندهید. راستی هنگام ورود به پارک حق آوردن خوراکی ندارید. در استخر آنجا کلی نماد ایرانی مربوط به تخت جمشید را خواهید یافت که بدون ذکر منبع به عنوان فواره و نماد تزیینی استفاده شده. (یکی به من تعریف دزدی فرهنگی را بگوید؟! شاید هم آنها خیلی ما را دوست دارند و ما نمی دانیم، شاید!) یک پدیده حیرت انگیز دیگر در این پارک خانم هایی است که با آرایش زیاد آمده اند و لباس هایی پوشیده اما چسبیده و اندام نما به تن دارند، این خانم ها یا هندی اند یا ایرانی. از دیگر پدیده هایی که مو را به تن شما سیخ می کنند، خانم هایی هست که با لباس شنا می کنند، منظورم مایوی مخصوص خانم های مسلمان نیست (لباس است). اینها هم اصولا ایرانی هستند (هندی ها هم از ما یاد گرفته اند) که با جدیت هرچه تمام تر به بردن آبروی ایرانی ها مشغول هستند. (مقصر اصلی: شوهر ها و وابستگان این خانم ها، هموطنان عزیز که از خیره شدن به لنگ و پاچه هموطنان دریغ نمی کنند). دوستان و برادران عزیز: خانم های چینی هم سفیدتراند و هم سخاوتمند تر و هم خوش اندام تر، دست از سر کچل خواهران وطنی برداشته و به این عزیزان توجه کنید (هر چند که نه خانم های ایرانی و نه هیچ زن دیگری اصولا محل به چشم چران نمی گذارد)، توصیه می کنم که وانمود کنید که همه چیز طبیعی است و اصلا کف نکرده اید. اگر هم کسی همراهتان است، واکنش نشان ندهید سنگین ترید.
محله چینی ها
شب یک سر به آنجا بزنید ولی هیچ وسیله قیمتی با خود نبرید، تا دیر وقت هم نمانید، برای خرید ارزان خوب است اما باید چانه بزنید و برای خرید اصلا تو رودربایستی قرار نگیرید، با کسی دعوا نکنید و بهانه هم دست کسی ندهید. اگر غذای چینی خوردید نمی میرید، پس یک امتحانی بکنید. ملخ ها مزه چیپس می دهند و اصلا بد مزه نیستند. اگر هشت پا دیدید که کباب شده آن را هم یک گاز بزنید! خلاصه تر از این میخوای؟
رفتن به این محل را در همان روز اول یا دوم سفر به شهر در اولویت بگذارید چون دید بسیار خوبی به شما راجع به شهر و مسافت ها می دهد. چند بار این بلاگ را بخوانید تا اسم ها یادتان بماند و وقتی رفتید آنجا برنامه ریزی خود را مرور و اصلاح کنید. وقتی به بالای برج رسیدید از کارمندان آنجا بخواهید که گوشی به شما بدهند و زبان آنرا روی فارسی بگذارند. از تکرار کلمه ایران و اصفهان توسط مجری کلی ذوق زده خواهید شد! یک باغ وحش کوچک اما پر از مارهای جالب زیر برج مخابراتی است که به دیدنش می ارزد.
آکواریوم
در زیر برج های دوقلو واقع شده و نسبتا زیباست. اگر قبلا به هیچ آکواریومی در ایران (کیش) یا جاهای دیگر نرفته اید، توصیه می شود، در غیر اینصورت چیز جدید و باکیفیتی نخواهید یافت. اصلا قابل مقایسه با آکواریوم پاتایا نیست. اگر به آکواریوم می روید ساعت رفتن خود را طوری در نظر بگیرید که با توجه به صف آنجا، به نمایش غذا دادن به ماهی های پیرانا برسید: ساعت 11 و ربع و 4 بعد از ظهر.
باغ پرندگان، باغ ارکیده، باغ پروانه ها
یک روز صبح به آنجا بروید (نزدیک آنجا خط مونوریل هم هست). اگر با منوریل رفتید، اول مسجد جامع را ببینید، بعد یک تاکسی بگیرید برای باغ پرندگان (اگر قبل نرفته اید یا جای دیگر ندیده اید) بعد باغ ارکید و بعد باغ پروانه. بدک نیست و به خصوص به بچه ها خیلی خوش می گذرد. سعی کنید تا قبل از اینکه گرما و شرجی هوا اذیت کننده شود، خود را به جایی خنک برسانید.
معبد چینی ها thea how temple
این هم معمولا جزو برنامه های تور است و چون جای پرتی واقع شده با تور رفتن آن عاقلانه است. برای عکاسی جای خوبی است و نکته قابل توجه آن فال هایی است که آنجا می گیرید (خیلی هم دقیق است!). وقتی به اینجا می روید مراقب باشید که زیاد سرو صدا نکنید و مزاحمت و بی احترامی به کسانی که آنجا عبادت می کنند نکنید. فرصت خوبی است تا مراسم مذهبی چینی ها را از نزدیک مشاهده کنید. گفتم چینی، خوب تجارت و خرید و فروش هم با آن می آید، زیر معبد یک بازارچه برای خرید سوغاتی است که قیمت های آن متعادل است، اگر چانه بزنید. موقع چانه زدن با چینی ها از نصف شروع کنید یعنی هر قیمتی که آنها گفتند را بر دو تقسیم کنید.
مرکز خرید Time Square
یکی از بهترین مراکز خریدی است که می توانید اسباب کشی خود (یعنی: خرید حجم زیادی از بنجل های مالزی و انتقال آن به ایران و جریمه گمرک و ضرر و زیان الکی) را از اینجا شروع کنید. برای سوغات، جواهرات بدلی، عینک های آفتابی بدون مارک و یادمان های برجهای دوقلو را توصیه می کنم، هم ارزان است و هم ماندگار تر. یک پیشنهاد از یک دوست خوب (مرجان خانوم گل) برای رستوران hartz chicken buffet میباشد، به صرف مرغ سوخاری.
خرید خوار و بار و نوشیدنی
برای خرید مایحتاج لازم بهتر است دوستان عزیز به یکی از سوپرمارکت های 7 eleven مراجعه کنند.
خرید سوغاتی
برای خرید، زمانی که ما به مالزی رفتیم، لباس های مارک دار فقط در حراج ارزش خرید داشت. موبایل اصلا نمی ارزید و برخی قطعات الکترونیکی یا بهتر بگویم برقی به گفته همسفران هواپیما ارزش داشت. همین و دیگر هیچ! بهتر است ما ایرانی ها پولمان را برای خرید در کشور خود خرج کنیم (مهمترین دلیل این است که این کار به صرفه تر است)
موتورسیکلت
نکته جالب توجه علاقه زیاد مالای های پول دار به موتورسیکلت های گران قیمت است، ویراژ دادن با موتور پدیده ای است که در کوالالامپور زیاد خواهید دید – به خصوص در شب و در اتوبان ها و مرکز شهر.
چشم انداز برج های دوقلو و برج مخابرات
ایستگاهی است که در آن بهرین دید از برجهای دوقلو و برج مخابرات به دست می آید
شهر پوتراجایا
که اگر با تور بدانجا بروید، بسته به زمانی که به شهر میرسید، شامل یک قایق سواری روی دریاچه مصنوع روی آن، گشتی در شهر و احیانا بازدید از یک مرکز خرید خواهد شد. قرار است که این شهر 150 هزار نفری زیبا و بی نظیر تا سال 2012 به عنوان پایتخت سیاسی مالزی انتخاب شود. بنا به ادعای خودشان در همان سال هم جزو کاندیدای زیباترین پایتخت های دنیاست (مسابقه ای که من تابحال از وجود آن اطلاع نداشتم و جای دیگری هم بجز مالزی چیزی از آن نشنیده ام). این شهر زیباست و مدرن. درون آن دریاچه ای ساخته شده که مراکز اداری را در جزیره ای مصنوعی در میان گرفته و دیگر مراکز شهر بوسیله 7 پل به این جزیره متصل می شوند. هر یک از این پل ها برگرفته شده از یکی از پل های معروف جهان است که پل خواجوی اصفهان نیز در میان این هفت پل قرار داردو (البته نقلید 100% در ساخت انجام نگرفته).
ساختمان های دیگر این شهر نیز بی بهره از معماری های معروف دنیا نیستند و هر کجای شهر شما می توانید بنایی را ببینید که به چشمان شما آشناست. نکته دیگر این شهر نورپردازی این شهر است که هر خیابان آن با خیابان دیگر متمایز خواهد بود. از خوبی های دیگر این شهر این است که ادارات این شهر بدون کاغذ (paperless) است.
شب، تفریح و ...
ما شب را به اتفاق دوستان گرم کردیم و به KLCC که همان مرکز شهر و منقطه اطراف برجهای دو قلو می باشد رفتیم. در این منطقه بهترین فروشگاه ها، دفاتر تجاری مهم و بهترین بارها و مراکز تفریح قرار دارد.
از آنجایی که امنیت مالزی و کوالالامپور زیاد هم خوب نیست، بجز یک شب دیگر شبها دوربین عکاسی به همراه نداشتم. شب به اتفاق دوستان به یکی از معروف ترین ک/ل/ا/ب های کوالالامپور (البته فقط و فقط برای آقایان و نه خانم ها) رفتیم.
دوستان عزیز لطفا مسایل زیر را رعایت کنید:
- خانم ها و آقایان: لطفا ایرانی نرقصید. جون مادراتون حال همه رو به هم نزنید. (مگر آهنگ ایرانی باشد)
- خانم ها: لطفا فقط به بارها و ک/ل/ا/ب ها یا د/ی/س/ک/و های خانوادگی تشریف ببرید. زمانی که به این مکان ها رفتید زیاد آرایش نداشته باشید مگر قصد کاسبی داشته باشید و اصلا طلا و جواهر به خود آویزان نکنید.
- آقایان: قبل از رفتن گرم کنید. در نوشیدن امساک کنید، قرار است لذت ببرید نه اینکه همه جا را به گند بکشید و رفتار نامعمول داشته باشید. اگر قصد خودشیرینی در صحنه را دارید، حتما کمی رقص مناسب را در اینترنت یا هر جای دیگر ببینید و تمرین کنید. عزیزان در این کشور شما را با شلوارک به این اماکن راه نمی دهند. اگر برای خیانت به همسر گرامی لحظه شماری میکنید به درک! لااقل قدر پول خود را بدانید و اصلا ولخرجی نکنید. برای آگاهی بیشتر به هم سن و سالان خسیس اروپایی خود نگاه کنید که عمرا پول مفت نمی دهند. برای آن مقصود 200 رینگت زیاد هم هست و اگر کسی بیشتر خواست ندهید. در ضمن بهترین محل برای پیدا کردن مراد دل شما beach c l u b است که احتمالا اولین و آخرین مقصد شبانه شما خواهد بود. اگر اولین تجربه شماست، بد نیست کمی یک گوشه بنشینید و اطراف را نظاره کنید تا چم و خم کار دستان بیاید. خانم ها شاید بتوانند خود را به ملیت دیگر جا بزنند اما عمرا شما نمی توانید، پس سر خود را بالا بگیرید و بگویید ایرانی ام (نگویید هم تابلو خواهد بود).
- توصیه هایی چند از تور لیدر ها که برای شما منتقل می کنم:
- تا ساعت آخر که 3 نیمه شب می باشد در میکده نمانید چون چینی ها و مالایی ها عادت دارند که در این ساعت ها به بهانه های واهی و به منظور زدن جیب شما و با سوء استفاده از ضعف شما در آن ساعت از شب و با آن فعالیتی که کرده اید (خودتان را خفه کرده اید) یک دعوای صوری راه بیندازند. پس اگر زیاد بمانید هم زیاد کتک نوش جان می کنید و هم بی پول به هتل برخواهید گشت (سابقه چاقو خوردن به دیار باقی شتافتن هم کم نیست).
منوریل
حتما قبل از انتخاب هتل دقت کنید که حتما هتل شما در KLCC قرار داشته باشد و از آن مهمتر اینکه یک ایستگاه منوریل در فاصله نزدیک شما قرار داشته باشد تا کلی در هزینه ها و وقت شما صرفه جویی شود. با نقشه های گوگل حتما محل هتل پیشنهادی تور را ببینید و جای ایستگاه را پیدا کنید. اکثر تورها به دروغ به شما می گویند که فقط 10 دقیقه پیاده روی تا ایستگاه منوریل فاصله دارید، خوب نکته مهم اینجاست که برای شما قطعا این ده دقیقه 20 دقیقه زمان خواهد برد و دیگر اینکه پیاده روی در هوای شرجی برای یک توریست که هدفش لذت و تفریح است توصیه نمیشود. پس در انتخاب هتل دقت کنید، اصلا عجله نکنید و حتما حمل و نقل را در نظر بگیرید.
خیابان بوکیت بتنینگ و مرکز خرید پاولیون
یکی از زیبا ترین خیابان های کوالالامپور است که تقریبا همه چیز در آنجا یافت می شود. فروشگاه ها و مغازه های زیبا و دیدنی زیادی دارد و به راحتی با منوریل قابل دسترسی است.
فروشگاه پارچه های سنتی مالزی (باتو)
در این فروشگاه ابتدا محلی در نظر گرفته شده که شما را با این نوع هنر (که بهترین صنایع دستی مالزی است) آشنا می کنند. شما در این فروشگاه می توانید یک دست لباس محلی مالزیایی را برای خود تهیه کنید. یکی از اتفاقات جالب این فروشگاه نمایش گره و لباس است که توسط یکی از فروشندگان و یکی از خانم های خوش اندام تور شما برگزار می شود. فقط با یک تکه پارچه و چند گره ساده درخواهید یافت که بدون دوختن نیز می توان لباس پوشید!