مجالی است برای نبشتن نوشتنی هایم. در اینجا از باروهایم خواهم گفت... اما نه همه آنها**** از آرزوهایم خواهم گفت... فقط گفتنی های آنها**** از خاطرات و سفرها می نویسم، تا با من همراه باشی...اما نه در همه جا**** اینجا گوشه ای از دنیای زیبای خلوت و تنهایی من است!
یکشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۹
سهشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۹
meditation over a photo خلسه ای در تصویر
My love, my sweet love,
I’m meditating over your photo,
تو
My love, my sweet love...
تو ... تو
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
سایهها با رویا، بوی گلها
که بوی گل، ناله مرغ شب تشنگیها بر لب
پنجهها در گیسو، عطر شببو
بزن غلطی اطلسیها را برگ افرا در باغ رویاها
بلبلی میخواند سایهای میماند، مست و تنها ...
I want to be the breeze, I want to be the breeze
playing with the curls of your black and shining hair
and the dizzy specks of dust
softly dancing on your skin
I want to be your clothes
feeling the shape of your body while you walk,
getting warm by every touch,
every friction with your curves,
نگاه تو، شکوهی آه تو، هرم دستان تو
گرمی جان تو، با نفسها
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
ابر بارانزا شب، بوی دریا
به ساحلها، موج بیتابی را
در قدمهای پا، در وصال رویا
گردش ماهیها، بوسه ماه ...
I want to be your view, some nature made by God, where your lovely eyes can rest
to be able to reflect such a wondrous light of love
I’m meditating over your photo,
تو
My love, my sweet love...
تو ... تو
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
سایهها با رویا، بوی گلها
که بوی گل، ناله مرغ شب تشنگیها بر لب
پنجهها در گیسو، عطر شببو
بزن غلطی اطلسیها را برگ افرا در باغ رویاها
بلبلی میخواند سایهای میماند، مست و تنها ...
I want to be the breeze, I want to be the breeze
playing with the curls of your black and shining hair
and the dizzy specks of dust
softly dancing on your skin
I want to be your clothes
feeling the shape of your body while you walk,
getting warm by every touch,
every friction with your curves,
نگاه تو، شکوهی آه تو، هرم دستان تو
گرمی جان تو، با نفسها
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
ابر بارانزا شب، بوی دریا
به ساحلها، موج بیتابی را
در قدمهای پا، در وصال رویا
گردش ماهیها، بوسه ماه ...
I want to be your view, some nature made by God, where your lovely eyes can rest
to be able to reflect such a wondrous light of love
یکشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)
